لحضات عاشقانه
لحظات عاشقانه
تو همون رویای پاکی که تو شب های من بود... تو یه قطره از خدایی...
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 17 مرداد ماه سال 1386
تولدت مبارک......!

به نام خدا

 

امروز که خورشید در میاد...

فرشته ای باهاش میاد...

 

از ته دل تبریک میگم...

روز تولدش میاد...

 

ستاره ها رو جمع کنید...

شعر تولد بخونید...

 

فرشته از بهشت میاد...

شاهزاده رو صدا کنید...

تاجش رو از طلا کنید...

صدای خنده هاش میاد...

 

این براش یه هدیه ست...

جونم به جونش بسته ست...

قلبمو هدیه می کنم...

 

واسه امروز لحظه شماری می کردم....بلاخره رسید.... امروز یکی از بهترین روزای زندگی منه...

آره بازم تولده.... ولی این دفعه فرق می کنه.....

امروز روز تولد کسیه که می تونم بگم هم دوستمه, هم رفیقمه, هم کسیه که شریک همه چیزه منه.... در کل بگم که همه زندگیه من شده....

این قدره خوبه که نمی دونم ازش چی بگم.... این قدره مهربونه که همیشه من و با مهربونی هاش شرمنده خودش می کنه.... این قدر گله که هیچ وقت واسم تکراری نمی شه..... این قدر آقاست که به داشتنش افتخار می کنم....

هر چی بگم بازم کم گفتم.... چون واقعا توصیف نشدنیه..... می دونی و می دونم که خیلی دوست دارم... شاید هر چی بگم یا هر کاری کنم بازم کم باشه.... امیدوارم که من لیاقت این همه خوبی و داشته باشم.....

 

می دونی که دلم چشمات و می خواد....

 

اون اشکایی که یه دنیا قشنگه...

 

خودتم می دونی خیلی می ارزه...

 

اگه این همه ساله بی قرارم...

 

عوض حالا دیگه چشمات و دارم.........

 

اولین سالیه که می خوام جشن تولدت و بهت تبریک بگم.... امروزم ثبت شد.... امروزم یه خاطره ی زیبایه دیگه..... نمی دونم خیلی خوشحالم..... واقعا نمی دونم چی باید بگم.....

فقط می تونم آرزو کنم که ان شاالله هزاران سال زنده باشی و زندگی کنی..... و از همه مهم تر به هر چیزی که دوست داری برسی.... و هدیه من به تو: هزارون گل سرخ هدیه به تو یار

بازم...

*تولدت مبارک گل زیبا*

 

 

 


دوشنبه 1 مرداد ماه سال 1386
مردی واسم.....!

به نام خدا

سلام...

 

تویه زندگی همه چیز دروغه.....

واسه تو همه مثل زندونه..........

 

یادته وقتی بهم گفتی دیگه نمی خوامت چی بهت گفتم.....؟
گفتم ولی من همیشه به وجوده تو نیاز دارم.....

تو خندیدی و گفتی به درک..........

اون روز باور نمی کردم که تو عشقه همیشگی من باشی......

ولی باید باور می کردم که تو خودت بودی.....

تو که غرور نداشتی ولی چرا اینارو گفتی......؟

یادته وقتی گفتم واسه رسیدن بهت از هر چیزی که بخوای می گذرم.....

ولی تو مثل همیشه بازم گفتی دیگه نمی خوامت......

تو همیشه کاری می کردی که من از تو متنفر بشم......

ولی این و نمی دونستی که هیچ وقت نمی تونم ازت بدم بیاد.......

وقتی بهت گفتم بمون و نرو......

تو بازم خندیدی و گفتی اگه بودن من واست مهم بود اون کار رو نمی کردی...............

هر چی التماس کردم... هر چی خواهش کردم.....

ولی باورشون نکردی............

چون دیگه من و حتی یه ذره دوست نداشتی........

 

حتی از خانوادمم گذشتم..... می دونم با خوندن این میل بازم بهم می خندی......خیلی چیزا و خیلی حرفاست که من بهت نگفتم چون می دونستم که گفتنش فایده ای نداره..... من به اشتباه خودم پی بردم ولی راه برگشتی واسه خودم نزاشتم..... فقط دلم می خواست بهت بگم که واقعا بهت نیاز دارم......

...........................................................................................................

 

خوب دلیلی باعث شد که من آپ کنم.... می خوام جوابت و همین جا بهت بدم.....

من دیگه حتی به تو فکر هم نمی کنم چه برسه به این که بخوام بگذرم از همه چیز.....

اگه به خاطر من از خانوادت گذشتی واقعا واست متاسفم.... چون یه دختر ارزشش این قدر نیست که آدم بخواد از خانوادش بگذره..... پس هنوزم مثل بچه ها هستی......... مثل همیشه واست آرزوی بهترین ها رو می کنم..... ولی این و بدون که برگشتی در کار نیست..... خودتم گفتی راه برگشتی نزاشتی.....!

 

سخت بود واسه من رفتن تو.....

 

وقتی درجا شدم تویه زندگی....

 

وقتی عشقم من و ترک کرد و رفتش....

 

بعدش نشستم پای دردش....

هرگز نمی خوام باشه بحثش.....

 

چون رفت و نموند واسم ارزش....

 

تا کهنه تر بشه این زخم کهنه....

 

همه مثل همن واسم فرقی ندارن....

 

همه پستن خدا از همه بیزارم...

 

باید چند بار بگم شبا بی خوابم....

 

چون نمی خوام ببینم تو رو تو خوابم...

 

وقتی عشقم رفت فقط با یه نیشخند....

منم داغ کردم پشت دستمو....

 

 

رفتی و خوردم قسم که تو رو راه ندم تویه زندگیم این بار....

 

استوارم قدمام تویه این راه....

 

برو از من بگیر فاصله...

برو که بلیط عشقت باطله.....

 

رفوزه شده تویه درس عشق....

این و بگید از طرف من بهش....

 

دیگه به آخر رسیده گر چه عشقم....

 

این هم درسی می شه واسه تکلیف عشق....

 


تعداد بازدیدکنندگان : 10030


عناوین آخرین یادداشت ها
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدرجایت خالیست . . .
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد . . .
لمس  کن نوشته هایی را که لمس نشد نیست و عریان . . .
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را که خیس اشک  است و پُر شیار . . .
لمس کن لحظه هایم را
تویی که نمیدانی من که هستم٬
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن . . .  

شناسنامه کامل من...