X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل

....

شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 06:38 ب.ظ

به نام خدا 

سلام.. 

 

من قدرت فریاد را از دستان باد گرفتم تا تمام سکوتم از عشق معنا شود...من در این جنگل تاریک به دنبال مردی سیاه پوش میگردم...او که همچون شبهی گذرا آمد و قبل از این که صدایش بزنم در میان درختان مه آلود و غم زده گم شد....گویی کسی قلبش را در گنجه ی زمان محبوس کرده بود.از چشمانش رنگ شادی رفته بود و دستانش پر از تمنا بود....میدانستم که میتوانم از حقیقت برایش معنایی شیرین تر بسازم اما او نبود...آری او دیگر نبود .او از میان تمام درختان گذشت و به سرزمینی سفر کرد که کلید گنجینه را بیابد و خود را برایه همیشه از زندان ابدی رها سازد....و اکنون در این ثانیه هایه یخ زده فقط من و تو ماندیم.به اطرافت نگاه کن.میخواهم بخوابم و قانون این جنگل را زیره پا گذارم اما افسوس که این شهر.شهر بی خوابیست.کاش حقیقتی بهتر به سراغم می آمد و مرا از این برزخ نجات میداد.اما گذر زمان در گوشم ترانه ی تنهایی میخواند و من هنوز با نگاهی بی معنا به دنبال معنی عشق میگردم. گویی هزار سال از عاشقی دورم.....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

۱

شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 07:31 ب.ظ

به نام خدا 

سلام.. 

بعد از مدت ها می خوام بنویسم..  

خیلی دلم  گرفته.. خیلی زیاد... 

دلم می خواد به زمین و زمان بد و بیراه بگم... 

دلم می خواد به خودم بگم لعنت بر تو.. آره بر من... 

ای بابا تا کی نباید حرف زد؟؟؟؟ 

وقتی حرف می زنی همه به حرفات می خندن.. 

چرا نمی خوایم واقعیت های زندگی و ببینیم؟؟؟؟؟ 

وقتی بی نیاز میشی از همه چیز دیگه نمی دونی باید چیکار کنی..  

وقتی کل واقعیت های زندگی و میبینی دیگه حرفی نداری بزنی.. 

اگه تا صبحم بنویسم نمی تونید من و بفهمید... نمی تونید... 

یا حق

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

...

شنبه 22 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 08:08 ب.ظ

به نام خدا 

سلام.. 

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی ،

 لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

وقتی که..!!!!

شنبه 24 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:56 ب.ظ

به نام خدا 

سلاااام.. 

وقتی صدای پات میاد 

صدای خنده هات میاد 

وقتی کنارم میشینی 

انگار خدا باهات میاد 

اگه واسم قصه نگی 

تا صبح بازم بیدارمو 

وقتی که لالایی میگی 

آروم آروم می خوابمو ... 

 

پ.ن:اون روزا که دلواپست بودم تو بغل کی بودی؟؟؟؟؟؟؟  

پ.ن:آدما همه نامردن و پست.. همه فقط ظاهری همه چیزو نشون میدن..هیچ وقت نمی بخشمت..

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خدایا!

شنبه 17 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 04:24 ب.ظ

به نام خدا 

سلاااام... 

عشق من عاشقم باش.. 

نگران حال من باش.. 

نزار یه وقت نسی و تنها.. 

محرمم باش..مرحم دلم باش..  

جونمی بد جوری می خوامت.. 

کاش میشد تا بیام به خوابت.. 

هرجا بری میام سراغت.. 

میشم محو صورت ماهت.. 

  

 

 

پ.ن: وقتیکه تنهایی تو دنیا..نداری امیدی به فردا..خدا خدا کن..خدا با توئه.. 

یا حق

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4    >>